
سلام دوباره
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه ی بزرگوارانی که تا کنون منتظر به روز رسانی بلاگفا بودند.
الان انقدر شبکه های اجتماعی مختلف اومده که سر زدن به وبلاگ ها شده یه امر کاملا قرون وسطایی
ولی مینویسیم برای اهل قلمان تا شاید خالی شود هر آنچه در دل می گذرد.
بسمه الله الرحمن الرحیم
خدایا به بزرگیت سوگند در مقابل بزرگیت کم آورده ام و سر تعظیم فرو میآورم پهیشگاهت
خدایا شکر که خودتان را به ما هدیه داده اید.
همیشه به این فکر میکنم که بزرگترین آرمان در زندگی من چیه
و به این میرسم که آرمانی ترین آرمانی که میتونم داشته باشم اینه که کارهامو برای تقرب به خدا انجام بدم
بعضی اوقات انسان تو خودش گم میشه ، و وقتی خودشو گم میکنه کم کم خداشوهم گم میکنه ، اما نه
با یه تلنگر میشه دوباره برگشت
چقدر آسون میشه آدم ناشکر باشه و چقدر بده که آدم ناشکر باشه
سپاسگذاری و ناسپاسی تو فطرت آدمه
من میگم بیایم یه بار خدا رو نقطه ی مقابلمون قرار بدیم
هر اتفاقی که تو زندگیمون میفته رو با خدا در میون بذاریم
اگه اتفاق بد بود بهش بگیم حکمت این امتحانتون چیه و اگه خوب بود بگیم به چی میخواین ما رو امتحان کنیم
بنظرم اینطوری همه چیز درست میشه
حتما اینو تو زندگیتون تجربه کردین که اشتباهی مرتکب میشین و ازبس خدا دوستون داره همچین میزنه پس کلتون که قشنگ جای دست خدا پس کلتون مشخصه
چقدر شیرینه درک این لحظه
به اینکه درد اون پس گردنیه رو حس نمیکنی ولی حضور خدا همچین به قلبت آرامش میده که خیالت راحت راحت میشه
تک تک لحظاتتون خدااااااااااااایی
دل پُر
به هر سو که می نگریم مناظری را می بینیم که جز هراس چیز دیگری به دلمان نمی اندارد.
گنگ بودن محض
نه آماده آخرتیم و نه تاب ماندن در دنیا را داریم- دنیایی که هر کس با ماندنش خود را به هر سو می زند ولیکن حتی بوته ای هم برای آخرتش مهیا نکرده
به هر سو می نگیرم جز دورویی و نیرنگ نمی بینیم، اگر راستگو باشی، اگر مهربان باشی و اگر های زیادی همچون این اگر ها درست برمی گیردد به عقل و درایتمان
هرچقدر این خصایل بیشتر در ما دیده شود به همان اندازه از درجه عقلت کاسته می شود.
خنده دارشده، معیار ها شده رست برعکس معیار های اسلام
یک زمانی پیامبر و ائمه اطهار با دوروئی، دروغ و... مبارزه می کردند و به مردم یاد می دادند که چطور این خصایل را کنار بگذارند
اما الان مردم به همهدیگر یاد می دهند که نبود این خصایل در زندگیشان یعنی هیچی و پوچی
البته راست می گویند دوران اهل هجر پیامبر گرامی اسلام (ص) کجا و دوران مدرنیته الان کجا
الان پیامبر گونه زیستن صبری می خواهد ...
هر قدر خلاف اسلام قدم برداری ارج و مقامت در جامعه و مردم بالاتر می رود.
اینجا ، جاییست که کسی برای چیزی جز رفاه در دنیا خود را آماده نمی کند
اینجا، جاییست که کسی بویی از بهشت به مشامش نرسیده
انگارنه انگار
انگار نه انگار
مادر جامعه اسلامی ای زندگی میکنیم که این همه خون به پایش دادند.
به خود بیاییم.
در پناه حق
اطلاعیه
سلام
*اطلاعیه مهم*
برگزاری آزمون دانشگاه انتظار فرج ،بعد از1300سال همچنان دانشجو میپذیرد...
با ابراز تاسف این دانشگاه هنوز313فارغ التحصیل نداشته و برای تکمیل ظرفیت در تمام مدت شبانه روز،از علاقمندان آزمون بعمل می آورد:
مدارک لازم برای ثبت نام:
1_نماز اول وقت
2_عشق به اهل بیت{ع}
3_دایم الوضو بودن
4_برگه تسویه حساب حق الناس
5_قلبی آکنده از یاد خدا
6_ نفسی مطیع مطلق از امر ولی الله
7_ خروج حب دنیا از قلب
<<با آرزوی موفقیت تان در این آزمون بزرگ>>
اللهم عجل لولیک الفرج
اینجا دنیاست
اینجا دنیاست
مکانی برای از دست دادن هر آنچه خدا در ما به ودیعه گذاشته بود
مکانی برای خوردن سیب های متنوع و متوالی
اینجا دنیاست
مکانی برای آزمون و خطا
مکانی برای هدر رفتن وقت و فرصت
مکانی برای فریفته شدن به ظواهرش
اینجا دنیاست
مکانی که تنها ارزش گذشتن دارد برای رسیدن به معبــــــود
برای یادآوری عرض میکنم
اینجا دنیاست
صدای خدای 6
با خلق بیگانه شو
خدواند متعال به یکی از پیامبران بنی اسرائیل وحی فرمود:
" اگر دوست داری که فردای قیامت مرا دیدار کنی، پس در دنیا غریب، غمگینو از مردم هراسناک باش، مانند پرنده ای که در بیابان بی آبادی پرواز می کند ، از برگ ها و میوه های درختان می خورد، از چشمه ها می نوشد، چون شب فرا رسد تنها به آشیانه خود میرود. پرنده ی دیگری با او نیست.
با پروردگار خود انس می گیرد و از پرندگان دیگر می هراسد."
لبیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک یا اللــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
پابوسی آقا
بعلی ابن موسی
بعلی ابن موسی
بعلی ابن موسی
....
وقتی به اینجا میرسم انگار تو باب الجوادم
آره آخرین باری که وداع کردیم تو باب الجواد بود
گفتم آقا هر وقت آدم شدم منو بطلب
اما آقا میخوام اعتراف کنم :" آدم نشدم."
آقا آدم شدن خیلی سخته
آقا می خوام بگم اشتباه کردم
آقا من میخوام بیام پابوسیتون
آقا صفت کریم بودنتون به همه ثابت شده و از جمله خودم
ولی آقا دوباره منو ببخشید و بطلبید چون خیلی ...
میهمانی یک خالق و یک مخلوق
چند روزیست حال وروزم دگرگون است
چند روزیست به دنبال یک روزنه ام
چند روزیست بدنبال نشان دادن خود هستم
نشان دادن خود به شما
معبود من!
13 روز از میهمانیتان گذشته
من میهمان و شما میزبان
شما میزبانی هستید که با دل و جان برای میهمانتان سفره آرایی کردید و از چه و چه ها سفره یتان را پر کرده اند.
اما من میهمانیم که انگار بالاجبار آمده ام به میهمانی
هر کاری که در این 13 روز انجام داده ام از جهت فرار بوده
الحق و والانصاف هر که بود ناراحت می شد حتی خود من
که وقتی کسی را دعوت می کنم چرا اینطور برخورد می کند.
اما میزبان 13 روزه ی من
اما معبود یگانه من
اما خالق من
آری تو تنها خالق منی و اما
اما من تنها مخلوق تو نیستم
زمانی این حرف را میزنم که دیگر نمی دانم دیر است یا نه
زمالنی این حرف را می زنم که می دانم تو تنها خالق منی و من تنها مخلوق تو نیستم، مخلوقات دیگرت از من پیشی گرفته اند.
نمی دانمک در رتبه ی چندم قرار دارم
اصلا نمی دانم به دوره ی رده بندی راه پیدا می کنم یا نه
ولیکن
می دانم که شما آمـــــــــــــــــــــــــــــــــرزنـــــــــــــــــــــــــــــــده ایـــــــــــــــــــد
معبودا!
بیایید داستان را عوض کنیم
بیایید چند روز باقیمانده را من میزبان باشم و شما میهمان
می دانم نمی توانم مثل شما میهمان نوازی کنم
اما می توانم تمام وجودم و دلم را در سفره میهمانیم بگذارم
اما معبود من
تنها یک شرط
البته می دانم این رسمش نیست که میهمان با شرط، میزبانی را دعوت کند اما چه کنم که کوچکم و ترسو
شرطم این است که شما مثل من تا نکنید
چون دیگر یک خالق و چندین مخلوق نیستیم
یک خالق و یک مخلوقیم
با دلی که خیلی خیلی کوچک و نازک است.
ستاره من عروجت مبارک
از کوچیکی بهم گفته بودن وقتی به آسمون نگاه میکنی یه ستاره رو برا خودتت انتخاب کن و هر چی می خوای بهش بگو ، راز دار خوبیه
ولی نمیدونم چرا به هیچ ستاره ای نمی تونستم اعتماد کنم
ولی یه موقع فهمیدم که متوجه شدم ستاره ها اونی نبودن که من فکر میکردم.
ستاره من ، امشب شدی از ستاره هایی که تو آسمونان
ستاره من ! می دونم وقتی تو بازی دراز نیرو کم داشتی کی اومد بهت کمک کرد، می دونم وقتی تو عملیات راهو گم کردی چه کردی و میدونم های زیاد دیگه
ولی ستاره من! نمی دونم امشب خدا چه وعده ای بهت داد که گذاشتی رفتی
لابد بهت گفت تو بیا بقیه کارها بامن، غمت نباشه
آره آره
درسته چون خود امام فرمودن " خرمشهر را خدا آزاد کرد"
چه خوب اعتماد کردی، چه خوب ایمان داشتی، چه خوب راهی رو انتخاب کردی
امشب جنگه ، جنگ میون من و نفسم، جنگ میون من و درونم
امشب سال 61 درون شما چه جنگی بود؟
امشب می گم من و شما قابل مقایسه نیستیم
امشب سال 61 شما خودتونو با کی مقایسه می کردین؟
امشب میگم فاصله حرف و عملم خیلی زیاده
امشب سال 61 شما حرفی نزده عمل می کردین
خــــــــــــــــــــــــدای من چقدر فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاصله
فاصله حرفیم باستارم در حدیه که بخوای با تلسکوپ به ستاره نگاه کنی اما فاصله عملیم به اندازه فاصله واقعیش و چه بسا بیشتره
ستاره من! امشب چه کسی، کدوم فرشته، کدوم معصوم نوید قرب خدا رو بهت دادن
ستاره من! کاری کن آسمون دلم هیچ وقت ابری نباشه که دینتونو ازم بگیره
ستاره من! مثل همیشه هوامو داشته باش که بدجور بی شماها هیــــــچم
ستاره من! حالا که اون بالاهایی به بقیه ستاره ها هم سلام منو برسون و بگو شفاعت یادشون نره
ستاره من!
عروجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

ماییم تاریخ آیندگان
از ژنو چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از حصر خانگی ها چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از از از ها چه خبر
جواب: فعلا که هیچی
نه آقا فعلا هیچی نیست بلکه فعلا خیلی اتفاقات داره میفته
مذاکرات میرن و بر میگردن و تنها درست نمی کنن بلکه هی مشکلات و اختلافات و بیشتر میکنن و بر می گردن
ولی انصافا چه خوب مردم رو سرگرم امور مختلف کردن:
قبل عید سبد کالایی رو اعلام کردن که الحق و والانصاف به کسانی که واقعا نیاز داشتن نرسید
به عید که رسیدیم سرپرست خانوارها هی تو سرشون می زدن و به چه کنم چه کنم افتادن
عید رو هم که همه مشغول دید و بازدید بودن و الان هم که عید تموم شده مردم محترم ما رو مشغول ثبتنام یارانه ها کردن که اونم اصلا قابل بحث نیست.
دیگه خلاصه اینکه آقایون به کاراتون ادامه بدین و لی بدونیدمثل ما که داریم تاریخ گذشتگانو می خونیم و خیلی افسوس ها می خوریم آیندگان ما هم تاریخ ما رو می خونن و می فهمن چه بلا هایی سر مردم و کشورمون اومده و رهبر عزیزتر از جانم چطور با سکوتشون دارن اذیت میشن.
اما آقایون بدونید
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
و تنها منتظر فرمان سید وآقامون هستیم.
در پناه حق
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
سلام.
فراخوان نماز امام زمان(عج)و دعا برای ظهور:
قرار ما ساعت 22 روز پنج شنبه 29 اسفند
یک نماز امام زمان(عج) و دعا برای ظهور ایشان.
به امید آنکه سال 93 را با حضور آقا آغاز کنیم.

دلتنگ دوکوهه و حسینیه تخریبچی ها

سلام
اگه ازم بپرسن کدوم قسمت از مناطق جنوبو دوست داری؟
میگم: دوکوهه
بگن چرا؟
میگم: چون تو راه حسینیه بود که اتونستم برای اولین بار فکر کنم، تونستم حضور شهدا رو درک کنم
خدایا قسمتمون کن
حماسه بزرگ
مکان: شهرستان آمل
منافقین نیز در لاهیجان، قائمشهر و عدهای هم در بابل مستقر بودند. حوزهی فعالیت اتحادیهی كمونیستها نیز بیشتر در آمل و در بیست كیلومتری این شهر، در منطقهای به نام "مَنگُلدرّه" بود.
حادثهی شش بهمن آمل برآمده از طراحی "اتحادیه كمونیستهای ایران" گروه بود كه خود را سربداران جنگل مینامیدند. اما اهداف آنها برای انجام این شورش یا بهزعم خودشان قیام، مطرح كردن خود در سطح كشور و حضور فعال سیاسی، ایجاد زمینههایی برای جلب حمایت خارجی و نیز ایجاد رعب و وحشت در دل نظام بود. آنها میخواستند به دلیل اهمیت شهر آمل در استان مازندران بهعنوان مدخل ورودی استان و نزدیكی این شهر به تهران، شهر را تصرف كرده، اعلام استقلال كنند.
آنچه كه در همان ابتدا مشخص شد، اشتباه استراتژیك آنها تلقی همراهی مردم بود؛ بهطوریكه در عمل و در همان آغاز درگیریها، مردم بهصورت خودجوش تا ساعت 4 صبح با آنها درگیر شدند، بهطوریكه حتی نتوانستند وارد مقر بسیج شوند و چند نفر از آنها نیز كشته شدند. پس از اولین هستهی مقاومت مردمی، بهتدریج نیروهای نظامی و مردمی از شهرهای اطراف مثل بابلسر، محمودآباد، قائمشهر، بابل، لاهیجان و... وارد آمل شده و شروع به سنگر سازی و رساندن مهمات كردند. برای اتحادیهی كمونیستها باورپذیر نبود كه حتی بانوان نیز نظیر روزهای انقلاب، به صحنه آمدهاند و كمك میكنند. یك عده سنگر درست میكردند، عدهای كیسهی شن میآوردند، یك عده آذوقه میدادند، گروهی كمكهای امدادی میكردند. این حضور مردم، آنها را با موجی از حمایتهای مردمی از نظام مواجه كرد. آنها در تحلیل خود از اوضاع اجتماعی و سیاسی شهر آمل اشتباه كردند. این شهر ریشهی مذهبی داشت و زمانی مركز علویون بود. شهری عالمپرور و دارای شخصیتها و مراجع دینی و علمی فراوان بود اما آنها فكر نمیكردند كه آمل اینگونه در برابرشان بایستد.
آمل تقریباً تا غروب ششم بهمنماه پاكسازی شد و محور هراز هم پس از حدود سیچهل ساعت باز شد. در مجموع نتوانستند كاری پیش ببرند و یكی پس از دیگری به درك واصل شده و خیلیهاشان نیز دستگیر شدند. با زحمات عملیاتی و اطلاعاتی، تقریباً تمام عناصر این اتحادیه كه به جنگلها و شهرهای دیگر فرار كرده بودند، دستگیر شده و خیلیهاشان بهعنوان محارب و مفسد فیالارض، به دار مجازات آویخته شدند.

نثار شادی 40 شهید آن دوران صلوات
دلمان برای شوخی هایتان هم تنگ است
تازه چشممان گرم شده بود كه يكي از بچه ها، از آن بچه هايي كه اصلاً اين حرف ها بهشان نمي آيد. پتو را از روي صورتمان كنار زد:«بلند شيد بلند شيد، مي خوايم دسته جمعي دعاي وقت خواب را بخوانيم». هر چي مي گفتيم بابا پدرت، مادرت خوب، بگذار براي يك شب ديگر؛ دست از سرما بردار، حال و حوصله اش را نداريم. اصرار مي كرد كه:«فقط يك دقيقه، فقط يك دقيقه». همه يكي يكي بلند شدند و نشستند. شايد فكر مي كردند حالا مي خواهد سورۀ واقعه اي، تلقيني و آدابي را كه معمول بود، بخواند و به جا بياورد، كه با قيافۀ عابدانه اي شروع كرد:«بسم اللـ....ه الرحمـ ....ن الرحيـ.....م». همه تكرار كردند بسم الله الرحمن الرحيم... و با ترديد منتظر بقيۀ عبارات شدند، چون دلشان راضي نمي شد به اينكه براي يك دفعه هم كه شده او از خودش ادا و اصول در نياورد و اتفاقاً همين طور هم شد. يعني بعد از بسم الله بلافاصله اضافه كرد:«همه با هم مي خوابيم» و پتو را كشيد روي سرش! بچه ها هم كه حسابي كفري شده بودند بلند شدند و افتادند به جانش و با يك «جشن پتو» حسابي از خجالتش در آمدند.
نمی دونم اسم پستمو چی بذارم
گاهی اوقات یادمون میره یه اما عصر خودی هم داریم البته این حرفم مبنی بر این نیست که امامان زمان گذشته رو خوب یادمون هستا
نه،شما هم بیشتر از من در جریانید که یادی از اونها کردن معطوف شده به زمان شهادت و رحلت که بقول بعضی از آدم های... که میگن ما یازده تا امام داریم که شهید شدن اما تو تقویم نگاه کنی نصف صفحاتوشهادت اماما پر کردن
در جواب این جور آدم ها باید گفت: خوبه که آمار امامارو دارین و جای امیدی هست. همین وبس
بگذریم
بحث سر این بود که یه وقتایی امام زمانمونو فراموش می کنیم،با این بُعدش کاری ندارم میخوام برم اونطرف قضیه
"یه وقتایی امام زمانمون یادمون میاد"
یه سوال: چه وقتایی؟؟؟؟؟
آخ آخ آخ امریکا تهدید به حمله نظامی کرده. امام زمان کی میاین؟
آخ آخ آخ شنیدم تو یه مجلس عروسی زمین باز شده همه رفتن تو زمین، امام زمان داری میای؟
آخ آخ آخ حق با من بودا ولی رای رو به طرف مقابل دادن امام زمان کی میای عدالت و بر پاکنی؟
و آخ های زیادی از این قبیل
اما به یه درجه بالاتر بری و یه خرده بیشتر از امام زمان برات حرف زده باشن از غروب پنجشنبه دلت میگیره
یه بزرگی می گفتن: اگه دیدین غروب پنجشنبه دلتون گرفته بدونید امام زمان ازتون راضی نیست.
حالا راضی نبودن آقا یه طرف، که واقعا دردناکه، اما خوبیش اینه که اگه آدم سر به سنگ خورده ای باشیم دلمون هوای آقا رو میکنه و هر کاری میکنیم حتی حالا پنجشنبه جمعه هم شده تا آقا رو راضی کنیم
غافل از اینکه یه شعری هست که مصرع آخرش اینه"آدم بشوم سه شنبه هم می آیی" آره واقعا شرط ، آدم شدنه.
"چه زجری می کشد آنکس که می داند انسان است و از عشق سرشار است"
دعای ظهور آقا شده برامون گاه گاهی
درک ظهورشون شده برامون نجات بخش شرایط سختی
حضور آقا شده برامون پس گرفتن حق
بهمون میگن پاشیم با هم دعای فرج بخونیم،مگیم اللهم کن لولیک ...
پس الهی عظم البلاء... رو کی میخونیم؟
حالا این اشتباهات بماند.
تق تق تق
تلنگر:
حتی یه بارم شده برا خود خود آقا دعا کنیم؟
حتی یه بارم شده به این سخن آقا فکر کنیم که چرا آقا گفتن برای ظهورم دعا کنید؟
مگه آقا بهشون سخت میگذره؟
خداااااااااااااااااااااااااااااااااکی میخوایم به این درک برسیم؟
خدایا! کی میخوایم به معنای واقعی از دنیا بِبُریم وبا تمام وجود طلب ظهور آقامونو ازتون کنیم
آقای من! شرمنده ام
آقای من! باز هم شرمنده ام از شرمنده گفتنام
لبیک یا خامنه ای
"در جمهوری اسلامی همه آزادند.الا حزب اللهی ها"
شهید آوینی

"خون دادن برای امام خمینی زیباست.اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است."
بسیجی مخلص
الانه وقته مقایسست، هم مناسبت داره هم....
یه چند تا سوال میکنم تا برسم به اصل مطلب.
بسیجی، وقتی جلوروت به بقول خودت عزیزترین کست، به رهبرت توهین می کنن چیکار میکنی؟
بسیجی، از وقتی آقا یعنی همون عزیز ترین کست گفته جنگ نرم جنگ نرم چیکار کردی؟
بسیجی، وقتی تو یه برنامه ی ساده که مثلا می خوای جذبتو ببری بالا تعداد شرکت کنندگانت کم باشن چیکار می کنی؟
بسیجی، اگه رییس دانشگات جلوی کارتو بگیره و نذاره هیچکاری کنی، چیکار میکنی؟
بسیجی، وقتی بهت بگن حتی اگه تو دانشگاه بهت هشدار دادن که اگه کاراتو ادامه بدی اخراجت میکنیم ولی تو ادامه بده و مطمئن باش یکی پشتت وایستاده و کمکت میکنه، چیکار میکنی؟
آره بحث از همین جا شروع میشه، آخ ببخشید یه سوال دیگه الگوتو شهدا قرار دادی که وقتی وارد پایگاه بسیجت میشیم پرعکس و خاطره ی شهداست؟؟؟؟؟
تو اون خاطرات نخوندی وقتی شهدا تو عملیات گیر میافتادن و به جایی میرسیدن که جز توکل چاره ای نداشتن چیکار میکردن؟
بذار یادآوری کنم:اروند که می دونی کجاست،تو اون عملیات به اون مهمی سر طنابو رها کردن
میدونی چرا؟ چون مطمئن بودن به اونی که تکیه کردن پشتشونو خالی نمی کنه و کمکشون می کنه
بریم یه جای دیگه، بازی دراز چطوره؟
شمار دشمن به تعداد یاران خودی بی شباهت نبودبه تعداد یاران یزید و امام حسین(ع)
اونجا بچه ها چه کردند که وقتی عراقی ها اسیر شدند یکیشون گفت فرماندتون یه آقای سبز پوش سوار بر اسب سفید بودکه هر چه تیر بسمت میزدیم هیچکدوم اصابت نمیکرد.
آره بسیجی به این میگن ایمان و اعتقاد،به این میگن اخلاص، به اینا میگن یار امام زمان
بسیجی دغدغت چیه؟
اینه که تو دانشگاه راه میری بهت نگن متحجر، بهت نگن اهل دوران بوووووووووق، بهت نگن ...
بسیجی خودتو سرگرم چیا کردی،امام گفته بسیج لشکر مخلص خداست،بسیجی تو مخلصی؟
بسیجی یه موقع میبینی آقا اومده و اونایی که حتی فکرشم نمی کردی شدن یاران آقا اونوقت تو کجایی؟؟
بسیجی بیا خودتو گول نزن مخلصی یا نه؟ آقا سرباز مخلص می خواد، پس کم نیار و به راهی که جلو روت گذاشتن ادامه بده
بسیجی یاعلی
اللهم عجل لولیک الفرج



بالاترین ارتفاع برای سقوط افتادن از چشمان مهدی(عج) است.